ذغاله

دیشب آب هویج گرفتیم.....از جمله کارهاییه که خیلی دوسش داری ......

وقتی داشتم هویجارو پوست میکندم میومدی بوسم میکردی،شونه هامو ماساژ میدادی که مثلا خسته نشم و همشو پوست بکنم......

بابا آبمیوه گیریو آورد تو پذیرایی که تو راحت تر باشی......گذاشتش رو میز.....

با مهدی رفتید رو میز کنارش نشستید......تو مسئولشی....اینو 60 بار بهمون تذکر دادی.......

هویج و خودت میریختی تو دستگاه بعد روشنش میکردی......

بعد از اینکه خوردیمش رفتی تفاله هاشو جمع کنی .....یکم ازشون خوردی گفتی :بابا دارم ذغاله میخورم.......

بابا که خوشش اومده بود سر همین ذغاله گفتن کلی سربسرت گذاشت 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 29 مهر 1395 | 5:18 | نویسنده : مامان |