بدون عنوان
نمیتونم بگم اینروزا چقدر بهت خوش میگذره خنده همیشه رو لباته،و منتظر بهونه هستی تا بلند بلند بخندی............... دیروز رفتی بازار هندونه خریدی با کلی ذوق میگفتی مامان برات هندونه خوشمزه آبدار گرفتم که تخمه های سیاه و سفید داره......... وقتی میریم بیرون پولهارو خودت حساب میکنی و ما اصلا جرات نداریم یه لحظه به غیر از این فکر کنیم اولین بار که حساب کردی سوار تاکسی بودیم و حرف زدن بلد نبودی فکر کنم زیر یکسال بودی،پولو حاضر کردم بدم به راننده ازم گرفتی و خودت پولو دادی از اون به بعد هرجامیرفتیم پمپ بنزین،خرید ............. یه خاطره از دوماهگیت:دو ماهت بود که من تونستم یه سر به دفترم بزنم باباتم نبود مارو برسونه برگشت...
نویسنده :
مامان
9:51



